103. امشب دلم را ناخنك زده اند!!
گاهی که دلتنگ می شدم ..
می گفتی: دلتنگی هایت را بنویس !
امشب که دلم شعر نمیخواهد چه کنم ؟
از دلتنگی ات "دیـــــــوانــــه" شده ام ...!!
پیشنهاد بهتری داری ؟؟؟

و مــ ـامانم !
مخاطب گاه گاهه خط خطی هام... :
" ببخش مادر
رنج های تو
از من بزرگتر بود...
************************
شايد روزی بيايد
که حال من هم خوب شود
هوا خوب شود
باران خوب شود
و تو...
خوب من شوی
و من ...
خوب شوم....! "
آخــــــرینــ دلنوشتـم بود واستــ!ـ
نـوشتهـ هامو بیــ مخاطبـ دوستـ دارمــ .
«اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است» *
تنها برای از تو نوشتن هوا کم است
دیروزها بله ! ریه هایم امید داشت
حالا برای از تو نوشتن هوا کم است
دستم نمی رود به نوشتن ...چرا دروغ ؟!
زیبا ! برای از تو نوشتن هوا ....
بس است !
* وامی از استاد بهمنی
: .:.:. : پَـ ـس و پـ ـیش : .:.:. :
+ برایــ مـن از دور دسـتـ تکـانـ ندهـ !
منـ تــو را هـمینـ نـزدیکـی گمــ کـردهـ امــ ...
دقیقا حال بچه ای رو دارم که نیـست.
وحشتنآک... نــــــــــــ ــافرم گمـ شدهـ !!
نگفتمت چگونه در میانه ول معطلیم؟!