141. بغض نکن بانو!
هر چه مـنویسم بـــاز
زخمِـ پهلوی تـو و ...
بیــــــــقراری های علی
هـم قافیه نمیشود!!

: .:.:. : پَـ ـس و پـ ـیش : .:.:. :
بغض که میکنی، انگار که دنیا آواری باشد روی سرم، روی تنم...
+ بوی پاییز می آید.
دل ِ من بی قرار شده...
بـاز!
++ التـماسِ دعــا
+ نوشته شده در ساعت توسط بارانـــ
نگفتمت چگونه در میانه ول معطلیم؟!