گاهی که پیدایم نمی‌کنی،

یک دایره بزرگ بکش، یک خط بزرگتر را بر مرکزش عمود کن.

خیلی شبیه من می‌شود.

بعد صفحه را ببند، برو وعده‌ی بعدی‌ات را بخور.

لبخندت را بزن... آرامـــ باش!


من خوب می‌شوم.

من خوب می‌شوم.

من خوب، می‌شوم؟؟؟

 

: .:.:. : پَـ ـس و پـ ـیش : .:.:. :

گه گاه که از خواب می پریدم احساس می کردم موی سیاه بر سرم باقی نمانده...انگار که پیر شده ام و

استخوانهای بدنم همانند در های روغن نخورده جیر جیر می کند و گاه فکر می کردم متعدد موجوداتی

مرا دنبال می کنند گاه از من جلو می زدند که نمی دانستم چیستند ،می خندند یا گریه میکنند،

آیا واقعا به دنبال من می دوند؟ اصلا ایا آنها حرکت می کنند؟یا که من فقط از کنار آنها عبور می کنم ...

و در این راه ها نه به روشنایی می رسیدم که چشمانم را مجذوب خود کند و نه تاریکی مطلقی که برق

چشمان گربه ای مرا به وحشت بی اندازد _______________ !

+این ابرها منتطرند یکی بهم بگه بالای چشمات ، ابروست . بهانه دست ِ چشمامــ نَده

بــــــِ خدا

نهایتا" اینـکه: حرفهای مرا چاپ نکنید، چـــــآل کنید!!!

 

.:.:. دیآلوگـ نوشتـــ .:.: 

به دوستت دروغ بگو، به همسرت خیانت کن، سالی یکبار به مادرت زنگ بزن چارلی،

زندگی همین مزخرفاته!

(سرهنگ اسلید "آل پاچینو" ـ بوی خوش زن)