من مانده بودم در راه ..

من را گذاشته بودند سر راهی که همهمه ی شهر را یک جا در خودش داشت ..

  

 : .:.:. : پَـ ـس و پـ ـیش : .:.:. :

+ واسه زنمون باید کادو بگیریم .. واسه مامان و مامان زنم باید کادو بگیریم .. تازگیا مد شده باید به

بچه هم پول بدیم واسه مامانش کادو بگیره .. این بابای بدبخت مگه کیه ؟

راننده تاکسی می گفت .. همچین با حسرت می گفت که دلم سوخت !

 

 

++  بهش می خوره یازده سالش باشه .. زل زده تو چشام .. ببینم عضو فیسبوک هستی یا نه ؟ ..

خنده ام گرفته .. نچ .. نیسم .. وقتی داره صورتشو بر می گردونه ،پوزخند می زنه و زیر لب می گه ..

عقب مونده .. !

باعث شده بود لبخند بزنم... نوشتمشون!

 

 

توصیه نوشت :

      .. ♫ : آهنگ  تار و ترمه  از جلیل شهناز ..