157.
من مانده بودم در راه ..
من را گذاشته بودند سر راهی که همهمه ی شهر را یک جا در خودش داشت ..
: .:.:. : پَـ ـس و پـ ـیش : .:.:. :
+ واسه زنمون باید کادو بگیریم .. واسه مامان و مامان زنم باید کادو بگیریم .. تازگیا مد شده باید به
بچه هم پول بدیم واسه مامانش کادو بگیره .. این بابای بدبخت مگه کیه ؟
راننده تاکسی می گفت .. همچین با حسرت می گفت که دلم سوخت !
++ بهش می خوره یازده سالش باشه .. زل زده تو چشام .. ببینم عضو فیسبوک هستی یا نه ؟ ..
خنده ام گرفته .. نچ .. نیسم .. وقتی داره صورتشو بر می گردونه ،پوزخند می زنه و زیر لب می گه ..
عقب مونده .. !
باعث شده بود لبخند بزنم... نوشتمشون!
توصیه نوشت :
.. ♫ : آهنگ تار و ترمه از جلیل شهناز ..
+ نوشته شده در ساعت توسط بارانـــ
|
نگفتمت چگونه در میانه ول معطلیم؟!