های دزد خنده های کوتاه و بلند

روزی گرگ به گله ات می زند

و هر چه داشتی از بین می برد

و تو تا آخر دنیا

غصه هایت را

در نی لبک چوبی ات خواهی نواخت

و هیچ به یاد نخواهی آورد

چهره ی دخترکی را

که صورت بی لبخندش

را در آینه دید

ترسید

و به صحرا زد

تا انتقامش را از گله ی ــ به گمان خودت ــ

بی گناهت بگیرد...

 

: .:.:. : پَـ ـس و پـ ـیش : .:.:. :

+ وقتي با كلاغ ها حرف مي زدم رهگذرها به ديوانگي ام نگاه مي كردند...

هيچ كدامشان عشق من را به اين خاكستري هاي نوك سياه مهربان نمي بینند!

++ روزهایم با دیدن خمیازه ها می گذرد و دیوانه هایی که پول در می آورند،

و من هر دو را خوبــــــــــ یاد گرفته ام!

+++ هذیانهای دختری که توی خواب هم با من از عشق حرف می زند و من گوش می کنم و

گوش می کنم و ... دلم می خارد!!

 

 توصیه نوشت:

    آهنگِ  پرنده ها  کار مشترک حسین علیزاده  و ژیوان گاسپاریان