162. خواب ببینم که دارم خانه را توی روسری گلدارم می پیچم!
های دزد خنده های کوتاه و بلند
روزی گرگ به گله ات می زند
و هر چه داشتی از بین می برد
و تو تا آخر دنیا
غصه هایت را
در نی لبک چوبی ات خواهی نواخت
و هیچ به یاد نخواهی آورد
چهره ی دخترکی را
که صورت بی لبخندش
را در آینه دید
ترسید
و به صحرا زد
تا انتقامش را از گله ی ــ به گمان خودت ــ
بی گناهت بگیرد...

: .:.:. : پَـ ـس و پـ ـیش : .:.:. :
+ وقتي با كلاغ ها حرف مي زدم رهگذرها به ديوانگي ام نگاه مي كردند...
هيچ كدامشان عشق من را به اين خاكستري هاي نوك سياه مهربان نمي بینند!
++ روزهایم با دیدن خمیازه ها می گذرد و دیوانه هایی که پول در می آورند،
و من هر دو را خوبــــــــــ یاد گرفته ام!
+++ هذیانهای دختری که توی خواب هم با من از عشق حرف می زند و من گوش می کنم و
گوش می کنم و ... دلم می خارد!!
توصیه نوشت:
آهنگِ پرنده ها کار مشترک حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریان
+ نوشته شده در ساعت توسط بارانـــ
|
نگفتمت چگونه در میانه ول معطلیم؟!