مرا با تو مشکلی نیست!

تمام مشکل من با بیست و هشت حرف الفباست ..

من توانائى پوشش یک اینچ از مساحت

مردانگى تورا ندارم...

بیست و هشت حرف ،

براى بر پائى یک نماز شکرانه 

به پاس اینهمه خوب بودن تو کافى نیست!

دوستت دارم و
 

تو ﺭﺍ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﻢ

ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻤﺪﻥ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ
 
ﺷﻌﺮ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ 
 
ﺳﺎﻗﻪ‌ﯼ ﮔﻨﺪﻡ
 
ﺷﯿﺸﻪ‌ﯼ ﻋﻄﺮ
 
ﺣﺘﯽ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﺑﯿﺮﻭﺕ – ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺯﺧﻢ‌ﻫﺎﯾﺶ – ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ
 
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﻌﺮ ﺑﺴﺮﺍﯾﻨﺪ
 
ﺯﻥ بودن را زن باش!!
 
 
 

 
: .:.:. : پَـ ـس و پـ ـیش : .:.:. : 

+ بايد لبخند بزنم؛ چون پيراهنِ چرك آلوِد زيستن در ميان جمع را به تن دارم...

++ حس میکنم مـنم یکی دیگه شده!!
این منِ تازه دست گلِ زندگیم و ترس هام و سلسله پادشاهی

شکست هامه...حاصلِ همیشه
پیش قدم بودنم توی عشق و دوستی. حاصلِ بی وقفه اعتماد

کردنم. حاصلِ بی کلّه جلو رفتنم.
منِ جدید کافی ست تنها کمی احساس ناامنی کند تا پشت پا بزند

به همه چیز و برود خودش
را از آنور بام بیندازد پایین!

+++ همه تلاشم را میکنم که تمام حس و حالم را بیاورم اینجا: درست روی سپید و خاکستری این

مجاز... اینجا که از هر خانه ای برایم امن ترست، اینجا که گوش دارد و زخم زبان نــدارد

دلم خوش بود به این چند خط و چند صفحه، به اینکه اگر در واقعیت تهی ترینم
لا اقل اینجایی هست

که نبازم. که انعکاس نداشتن ها و نبودن ها واج آرایی امید ذهنم را کور نکنند
اما... هعی!

بگذریــــمـ /.

 

توصیه نوشت: لویی فردینان سلین

+ این کتاب را اگر نخوانده اید حتما بخوانید.بی شک جلال آل احمد به حق این کتاب را شاهکار ادبیات

فرانسه خوانده است ...