172. یادش بخیر های لعنتی...!!
یک عصر سنگین تابستانی بود گمانم...
تسلیم شدم ؛ که "هر آنچه سخت و استوار است، دود می شود و به هوا می رود." ...
و نترسیدم این بار !

. . . بماند
+ نوشته شده در ساعت توسط بارانـــ

. . . بماند
نگفتمت چگونه در میانه ول معطلیم؟!