185. کاش اقیانوسی بودم پنجه کشان بر ساحل..
حکایت باران بی امان است
این گونه که من
دوستت می دارم.
شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزاب ها
به بی راهه و راه ها تاختن
بی تاب ٬ بی قرار . . .

+ نوشته شده در ساعت توسط بارانـــ
حکایت باران بی امان است
این گونه که من
دوستت می دارم.
شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزاب ها
به بی راهه و راه ها تاختن
بی تاب ٬ بی قرار . . .

نگفتمت چگونه در میانه ول معطلیم؟!