شب ها دلم میخواهد داستان نویس بزرگی باشم. این ماجرا از بچگی آرزویم بوده.. هه! نویسنده شدن!!

الان کمی شکل فانتزی شده اما.. بگذریم!

بعد شروع کنم داستان بنویسم. هر شب یکی. داستان هایی از تو، از بودن هایت، از یکباره آمدن هایت،

از بی هوا ابراز علاقه کردن هایت. و... دلم میخواهد انقدر خوب بنویسم که هر کس میخواند خیالش راحت

بشود از بودنت. و هی استرس نداشته باشد که نکند یک وقت نیایی، نباشی... توی داستان هایم اگر

استرس و نبودنی و نیامدنی هم هست برای نمک کار است. وگرنه آخـــــرش که تــو همیشه خیال همه

را راحت میکنی . . .

توی داستان هایم پر از چایی و شربت بهار نارنج و انجیر خشک و لیموناد و کیک خانگی و پرتقال پوست کنده

است، برای وقت هایی که می آیی و دیوار های همه خانه هایمان کاغذ دیواری های سبز و نخودی و آبی

دارند. توی داستان هایم خستگی ات با همین چیز ها رفع می شود. بعد مثلن چند جایش می نویسم با

لبخند گفت، با لبخند سر تکان داد، با لبخند از جایش بلند شد، با لبخند چشم هایش را بست....

داستان نویس خوبی باشم و بعدش داستان هایم را بفرستم برای یک ناشر. یک ماه بعد بروم دفترش و ببینم

که قیافه اش بیشتر شبیه قصاب ها است و من را به جا نمی آورد. بعد از کلی صحبت در حالی که قند توی

چایی اش میزند بگوید «دلت خوشه خانوم جون، مردم که داستان اینطوری نمیخونن که. همش قر و اطوار...

داستان باید غم داشته باشه، آدمو ولو کنه رو زمین. باید بگیره آدمو، درگیر کنه...» ناگفته نماند شعر هم که

می نویسم همین را میگویند ..! بعدش ککم هم نمیگزد. از انتشارات میزنم بیرون و می روم خودم از روی

داستان هایم ده‌هزار تا کپی میگریم و توی سعادت آباد "خیابان مورد علاقه ام" کنار باقی کارت پخش کن ها

می ایستم. از هر پنج نفر یک نفر کاغذ را از دستم میگیرد و از هر 10 نفر یک نفر به آن نگاه میکند و از هر 20

نفر یک نفر تا آخر داستان هایم را توی تاکسی، اتبوس، پیاده رو، میخواند.. از هر صد نفر یک نفر شب که

می شود ذهنش ته مزه زندگی داستانی ما را میگیرد. مزه یکباره آمدن های تورا و مزه اطمینان از همیشه

بودنت... از هر دو هزار نفر یک نفر شب خواب خوبی میبیند و آخر سر از هر ده هزار نفر یک نفر تصمیم میگیرد

که بی هوا برگردد، باشد، بماند... آنوقت من داستان نویس بزرگی هستم.

 

 

++ دارد اتفاقات خوبی برای من و نوشته هایم می افتد .. به زودی شاید ستونی در هفته نامه، ماه نامه،

گاه نامه ای... :)  آرزو کنید برای آرزوهایم..

 

توصیه نوشت:

  .. ♫ :  ..از خودت خبر بیار_مهدی یراحی.. ترانه سرا: رستاک