زن بودن، بغل کرده بچه گربه در حال مرگ در وسط چهار راه شلوغ سعادت آباد است.

زن بودن آب دادن به گلدان خشک کلاس است. 

زن بودن شستن دست‌های کثیف بچه فال فروش است. 

زن بودن اس‌ام‌اس‌ های بی‌گاه به دوستی است که غمگین است.

چسباندن جلد جدا شده کتاب‌های کتابخانه است. 

زن بودن بستنی خریدن برای همکارهای خسته است. 

زن بودن پی گیر کارهای دوستان بودن است،

زن بودن قصه نوشتن برای بچه‌های محک است.

زن بودن ماساژ دادن پاهای مامان، شانه های بابا است.

تمیز کردن میز به هم ریخته برادر است.

تمامش را.. تمام عشقش را تقدیم کردن به می م. الف است

زن بودن از دردهای جهان کم می‌کند...