42. دیگه نه!
نه ...
ديگر دستِ خدا هيچکس را نمي سپارم
هر که را عزيز داشتم
دستانِ خدا را ترجيح داد و ...
رفت ، رفت ، رفت
ديگر دستِ خدا هيچکس را نمي سپارم
هر که را عزيز داشتم
دستانِ خدا را ترجيح داد و ...
رفت ، رفت ، رفت

باران باشد
تو باشی
و کوچه ای بی انتها...
"دنیا " را می خواهم چه کار!؟
دنیا نباشد...
کوچه باغی باشد و باران
و تو!
تو که زلال تر از بارانی...!!!
میدونی؟...
ذره اي از تو جا مانده
لا به لاي خاطراتم
اين يعني ...
هنوز تو ، توئي!!!
لا به لاي خاطراتم
اين يعني ...
هنوز تو ، توئي!!!
+ نوشته شده در ساعت توسط بارانـــ
نگفتمت چگونه در میانه ول معطلیم؟!